تبليغاتX
شتاب کوئست
با هم پشت ما کوهِ .
سلام به همه نتورکرهای عزیز

 

همین طور که میدونین

 

فیلتر شدن سایتها و وبلاگهای آموزشی

 

 برای همه مشکلاتی رو به وجود آورده

 

من یه فیلترشکن خوب دارم که هم

 

http وهم https رو به خوبی باز می کنه

 

 و حجمش خیلی کم و به راحتی دانلود میشه .

 

لینک آنتی پروكسی

 

تصویر برنامه

 

نرم افزار را باز كرده فقط كافي است آدرس

سايت مورد نظرتان را بنويسيد سپس اينتر بزنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 0:13  توسط شتاب کوئست  | 

سلام

واقعا خودم شوک شدم از وقتی اینجا  فیلتر شده بود چیزی ننوشته بودم امروز اتفاقی اومدم اینجا رو ببینم هنوزم چیزی خدود ۵۰ نفر هرروز ایننجا میان درسته که در مقایسه با بازدید کننده های بالای ۳۰۰۰ نفر در روز اون موقه ها چیزی نیست اما جالبه

اگه کمکی میتونسنم بکنم بهم بگین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:51  توسط شتاب کوئست  | 

 

یک وبلاگ عالی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 13:6  توسط شتاب کوئست  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 22:39  توسط شتاب کوئست  | 

دوستان بزرگوار من

ار اینکه تو این مدتی که کم نوشتم این همه نظر گذاشتید که چرا نمینویسم باعث دلگرمی من شد من اگه ننوشتم دلیل به این نیست که کار نکمیکنم یا کوئست رو نمیخوام یا ...

فقط یه مدتی بیشتر به کارهای عملی رو آوردم تا دوستانی که با هم کار میکنیم رو بتونم آماده و قبراق نگه دارم اردوهای چندروزه که اونها رو سرحال بیاره و باس و نا امیدی رو از مجموعه بیرون کنه هستم در خدمتتون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 9:13  توسط شتاب کوئست  | 

ناگفته ها درباره Vision


آینده! هدف! بینش این است! بینش آن است! سمینار بینش سازان! و...

همانطور که همه شما بهتر از من میدونید، هر کسی بنیان و زیر بنای سازمان خودش هست و سنگ بنای این بنیان، یعنی سنگ بنای هر کس، اهداف او میباشد. به همین دلیل در ابتدای شروع این تجارت توسط هر کسی، روی اهداف او خیلی تمرکز میشود وگاهی وقت زیادی صرف میشود تا افراد هدفمند شوند!!! البته گاهی دیگه بعضی از بالاسریها اینقدر شورشو در میارن که من یک بار مجبور شدم بگم بابا اهدافو ول کن برو پرزنت بزار!!!
خوشبختانه قسمتی از Trainingها که درباره علت نیاز به هدف مندی و روش هدف گزاری بوده، به خوبی در مجموعه منتقل شده، بنابراین از این بخش میگذریم.
اما چیزی که میخوام بگم، نا گفته های بخش هدف است. بعد از صحبتهایی که با بچه ها در ترکیه و با بعضی از لیدرها در دبی داشتم، متوجه بعضی از مشکلات و اشکالات شدم. در واقع این مطالب مربوط به آخرین Training من در ایران برای لیدرها بود که به خاطر مشکلاتی که پیش اومد هتاسفانه هیچ گاه برگزار نشد. مطالب را در غالب مثال مینویسم و شما، این مثال ها رو با این تجارت تطبیق بدین.

توقف مطلقا ممنوع
هنگامی که از منزل خود به سمت مقصد مشخصی حرکت میکنید، تا قبل از رسیدن به اتوبان، چند دقیقه ای را در کوچه و خیابانها می گذرانید و میتوانید برای خرید یا موارد دیگر توقف کوتاهی داشته باشید و فرصت دارید مسیر اصلی خود را انتخاب کنید. اما از زمانی که وارد اتوبان میشوید، دیگر فرصت و مکانی برای توقف وجود ندارد و چاره ای جز با سرعت پیش رفتن ندارید. در این تجارت هم بعد از شروع به کار، مکانی برای توقف وجود ندارد.

اما گاهی برای اصلاح مسیر، باید مسافت زیادی را طی کنید تا به یک دور برگردان برسید یا اینکه پلی به کمک شما بیاید و بتوانید مسیر خود را عوض کنید. آیا شده به دلیل حواس پرتی یک خروجی را رد کنید، و به دلیل سرعت زیاد نتوانید مسیر جدید را به موقع انتخاب کنید و خروجی های دیگر را هم از دست بدهید؟ گاهی افراد برای پیروزی در مسابقه هدف، عجولانه و بدون صرف وقت کافی برای تعیین مسیر، وارد اتوبان میشوند تا با سرعت حرکت کنند. گاهی میگن دنبال ماشین های جلویی میریم، کاهی هم کتاب نقشه شهر رو باز میکنیم و بزرگترین مقصدی رو که میشه رو نقشه دید رو انتخاب میکنیم و میگیم خودشه و گازشو میگیریم. مثلا میگیم من یک فراری میخوام و یک ویلا در جزایر اسپانیا! این میشه هدف زندگی من! راستی آیا همانجایی هستید که روز اول برای آن برنامه ریزی کردید؟ مخصوصا حضرات دارای تعادل بالا

مسیر یک طرفه
هنگامی که در اتوبان حرکت میکنید، فرصت دنده عقب رفتن یا به چپ و راست پیچیدن ندارید، اتوبان 1 راه بیشتر ندارد، مستقیم. اگر به ترافیک یا تصادف برخورد کنید، میتوانید از رفتن به صرف مقصد منصرف شوید و برگردید، در این صورت وقت و انرژی خود را در ترافیک از دست نداده اید اما در عوض به مقصد هم نرسیده اید. تنها راه برای رسیدن به هدف، حرکت به سمت آن است.

وقتی نقطه شروع و پایان یکی باشد، احساس پوچی آغاز میشود و ... . گاهی هم افراد در اتوبان ها گیر می افتند یعنی چنان محو لذت رانندگی میشوند که با سرعت از کنار هدف خود میگذرند و هدف خود را فراموش میکنند. آیا شده یک روز کامل را رانندگی کنید بدون اینکه کاری انجام دید و شب دوباره به خانه برگردین؟

احتیاط
گاهی چه در اتوبان و چه در خیابانها، باید کمی احتیاط کرد، مثل این علامت که میگه به طرف مقابل راه بده. قوانین رانندگی برای امنیت ما وضع شدند، مثلا اگر در خیابانی در لاین مخالف حرکت کنید یا چراغ قرمز را رد کنید، به جای رسیدن به مقصد، راهی بیمارستان میشوید. شاید گاهی قوانین کمی خشک یا بیرحمانه باشند، آیا تا به حال پشت چراغ قرمز طولانی گیر کرده اید که درآن چهار راه ماشینی تردد نکند؟ در این لحظه دو انتخاب دارید، یکی اینکه چراغ قرمز را رد کنید و دیگری اینکه منتظر بمانید

اگر به قوانین احترام نگذاریم و چراغ قرمز را رد کنیم، چه کردیم؟ زودتر به مقصد رسیدیم؟ عجب نتیجه خوبی! اما فراموش نکنید، پدری که هر شب بعد از خوش گذرانی به خانه رود، در واقع به پسر خود یاد میدهد که وقتی مرد شد باید در مقابل همسر و فرزندش چگونه عمل کند! فراموش نکنید که به فرزندان خود یاد میدهید که قوانین به راحتی قابل نقض شدن هستند و فرزندان شما حق دارند برای منافع شخصی خودشان قوانین را نقض کنند. شاید برای شما بین رد کردن چراغ قرمز، رانندگی با حد اکثر سرعت و یا رانندگی در لاین مخالف تفاوت زیادی وجود داشته باشد، اما برای فرزندانتان خیلی تفاوتی نخواهد داشت، هر سه به مفهوم زودتر رسیدن هستند و اونها یاد گرفتند به هر روشی زودتر برسند چون ما به اونا یاد دادیم. یادمون نره ادعا داریم موج سومی هستیم.

روابط مالی ناسالم ممنوع
به نظر میرسه همه میدون که نباید با مجموعشون، چه بالاسری و چه زیر مجموعه ها رابطه مالی برقرار کرد، پول قرض نداد و نگرفت اما چند نکته رو اضافه کنیم.

نزول به هر شیوه و روشی ممنوع، نزول کردن/دادن پول، کاملا و به شدت اشتباه است. شخصا آدمهای زیادی رو دیدم که به عنوان نزول خور تباه شدند و یا نزول خورها، زندگیشونو ازشون گرفتند.
در این زمینه مطالب خجالت آوری میشنوم. مثلا با کسی که زیر مجموعش برای خرید پول نزول کرده بود برخورد کردم و ازش توضیح خواستم، در جواب گفت من تشویقش نکردم، فقط گفتم راستی فلانی برای وارد شدن پول نزول کرده! و بعد زیرمجموعه من رفت پول نزول کرد و خرید کرد پس من بی تقصیرم! خدا رو شکر اغلب بچه ها به حلال و حرام اعتقاد دارند، آیا کسی هست که دلش بخواد در این تجارت پول دربیاره و بعد پولشو خرج درمان و بیمارستان خودش و خانوادش بکنه؟ همه میدونیم مهم نیست ما چی میگیم و یا چی نمیگیم، مهم اینه که تو دلمون چی میگذره! آیا ممکنه من به کسی که میخواد خرید کنه بگم راستی فلانی رفته پول نزول کرده البته کار خوبی نکرده ولی در عوض همین هفته 6 UV ورودی گرفته، دلم پاک باشه و نخوام طرف را برای نزول کردن، زیرکانه و بدون پذیرش هیچ مسئولیتی قلقلک بدم؟ البته بعضی ها به جای پول نزول کردن، یک مبایل رو چکی میخرند و نقد میفروشند، سئوال مهم اینجا اینه که قصد این کار چی بوده؟ آیا موبایل برای احتیاج خریداری و بعد به هر دلیلی فروخته شده یا قصد تهیه پول برای ورودی بوده؟ خودمونو که نباید گول بزنیم.
یادمون نره داریم به فرزندانمون چی یاد میدیم، هر وقت پول خواستی برو با بهره نزول کن! امید وارم کسی پیدا نشه که بگه ما هر کاری که بکنیم جلو بچه هامون نمیکنیم که یاد بگیرن، همیشه اثر تفکر و تاثیر عملکرد انسان به جا میمونه و منتقل میشه، چه بچه ها ببینن و چه نبینند.


دورغ گفتن ممنوع
بعضی ها به جای راست گفتن، چپ میگن! یادمون باشه اولین اصل این تجارت، صداقت است. اون موقع که ما کار میکردیم با بهترین دوستامون کار میکردیم و آیا کسی راضی میشه برای پول درآوردن به بهترین دوستاش دروغ بگه؟ دورغ های زیادی رو شنیدم. مطالب راجع به شرایط کار شنیدم که شاخ در آوردم، پیگیر که شدم فهمیدم از طرف بالاسریها است. ما حق نداریم حقیقت رو به عنوان رازهای بین لیدرها پنهان کنیم! افراد حق دارند که شرایط واقعی را بدانند و بتوانند با چشم باز تصمیم گیری کنند.
باب شده برای ورودی گرفتن، تعادل های سال دیگشونو میگن. مثلا یکی تعادلش 750 است میکه من تعادلم 2000 است و الآن 3 ماهه رو سقفم! یا من تو مجموعم افراد رو یک هفته ای یا یک ماهه به سقف میرسونم. بعد تازه به زیر مجموعه هاشون هم یاد میدن که این کارو بکنند! نتیجه این میشه که هر کسی برای یک ورودی گرفتن حاضر است هر دروغی بگه، مثلا ما تنها دست اصولی ایرانیم، ما بهترین دست ایرانیم، دست قوی فقط و فقط خودمونیم، بقیه همه اشتباه کار میکنند و 1000 تا از این حرفا. دور از جون ما همه عضو یک بدن به اسم نتورک هستیم. شنیدم که میگفتند فلانی اینقدر تعادلش بالا بوده که پات من کنفرانس رو ول کرده بود، دنبال اون میگشت! پیشنهاد میکنم اگر کسی از تعادل خودش یا بالاسریش تعریف کرد، تا خودتون Genealogy اون شخص رو ندیدین باور نکنید. البته جنبه ها و روشهای دیگه ای هم هست، مثلا تا کسی 500$ پورسانت میگیره و میتونه پول پیش پرداخت خرید یک ماشین رو بده، سریع میره ماشین میخره و به همه میگه من 3 هفته ای با پولی که در آوردم ماشین خریدم! و اینطوری ورودی میگیره. خدا نکنه یکی از این افراد Fail شوند چون دیگه نه راه پس دارند نه راه پیش.
آیا میتونید توقع داشته باشید که بعدها ار فرزندانتون حرف راست بشنوید؟


هدف های احمقانه ممنوع
در CDهای آموزشی یاد گرفتیم که هدف چقدر مهم است اما اغلب ما روش تعیین هدف درست رو فراموش کردیم. جو میگه هدف درست هدفیه که از Knowledge و Wisdom یعنی خرد و فرزانگی بدست بیاد. متاسفانه دیدم که تازگیها، این بخش حذف شده و هدفها از روی خرد و فرزانگی ساخته نمیشه و فقط از روی غریضه ها و کمبودها ساخته میشه که نتایج وحشت ناکی داره.
کسانی وجود دارند که 10،000$ در آوردند اما 30،000$ بده کار هستند! آیا میدونید چرا؟ کسانی هستند که از دست بستگان خود شکایت کردند و حتی حاظر هستند برای به زندان انداختن بستگانشان، خودشان هم به زندان بروند. آیا میدانید چرا؟ کسانی که با قصد و نیت درست هدف گذاری نکرده باشند، برای رسیدن به هدفشون حاضرند از هر وسیله ای - مثل دروغ گقتن - استفاده کنند یا کارهای بدتری بکنند، ما به عنوان بالاسریها، چقدر مقصر هستیم؟ آیا هدف گذاری ابزاری است برای کمک به انسانها که در مسیر درست حرکت کنند، یا ابزاری شده برای ما تا بتونیم حسابی زیرمجموعه هامونو تحریک کنیم و چنان احساساتشو انگولک کنیم و به جوش بیاریم که مثل یک موجود روانی وارد جامعه بشوند و به جون بقیه آدمها بیفتند؟ جلسات هما همیشه با عشق و شور و هیجان شروع میشد و به پایا میرسید اما الآن بعضی ها در جلسات تحقیر میشوند و گاهی خون گریه میکنند!.

به این دلیل روی فرزندان تاکید کردم، زیرا فراموش نکنید این یک تجارت Nurturing یا پرورشی است و ما کشاورزیم نه فروشنده. یک کشاورز به مزرعه و گندم های خود، مانند فرزندانش نگاه میکند. اگر این متن رو قسمت به قسمت، از آخر به اول بخونید متوجه میشید که همه قسمت ها مربوط به بخش هدف و نحوه رسیدن به هدف میشود. انسان حق ندارد برای رسیدن به هدفش دیگران را قربانی کند و به هر قیمتی هدفش رو بدست بیاورد. اگر مقصد و هدفمون سالم و پاک باشه از ابزار نا سالم و نادرست استفاده نمیکنیم.
انسنها در مسیر زندگیشون، در سر دو راهی ها، یک مسیر رو انتخاب میکنند و به حرکت ادامه میدهند و به ندرت پیش میاد که پشت سرشون رو نگاه کنند و دوباره بخوان برگردند و مسیر دیگری رو انتخاب کنند. ادعای ما اینه که نتورک بهترین تجارت دنیا است، و همه را وادار میکیم که بر گردند و دوباره برای زندگیشون تصمیم بگیرند، شاید خودمون هم باید به عقب بر گردیم و روش کاریمون رو اصلاح کنیم. با روش فعلی پول خوب در میاد، اما به چه قیمتی؟ چه بهایی می پردازیم تا به چه هدفهایی برسیم؟
وقتی سنگ بنا درست نباشه، یکنفر برای یک 250$ اضافی، دوستشو در سمت چپش میزاره و برادر دوستشو سمت راستش و برای همیشه در یک خانواده اختلاف ایجاد میکنه. یا یک نفر برای اینکه سقف درآمدش بالابره، اسم خودشو به عنوان معرف زیرمجموعه زیرمجموعه هاش وارد میکنه و باعث میشه زیر مجموعش Active نشه و بعد میگه این قانون این کاره! یا کسایی که به سقف میرسند چون ما بهشون یاد دادیم که به نتورک فقط به صورت ابزاری برای پول درآوردن تگاه کنند، به راحتی وارد نتورک های دیگه میشوند تا چند تا جایگاه هم در اون نتورکها به سود برسونند و بیشتر پول در بیارند و میافتند به جون بچه های مجموعه خودشونو و دوستاشون و ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 9:31  توسط شتاب کوئست  | 

 مهراب عزیز مینویسد:

بعضی از دوستان و وبلاگ نویسان عزیز خبرهای کنفرانس رو نقل کردند بنابراین دوباره گویی نمیکنم.
کنفرانس ترکیه با خوبی و خوشی به پایان رسید و همه بچه ها به سلامت به خونه هاشون رسیدند. طی اون 3 روز شاهد شور و هیجان زیادی بودیم، در روز اول یکی از لیدرهای مجموعه که فکر کنم در حال حاظر Top Earner ایران است – هفته ای 40،000$ - و برای استراحت حدود یک ماهی به آنکارا اومده بود و به صورت اتفاقی در حال گذشتن از کنار هتل هیلتن بود که جمعیت زیاد ایرانی ها رو دید و وقتی فهمید قضیه چیه اومد و در کنفرانس شرکت کرد و با هم آشنا شدیم. وقتی با هم صحبت کردیم، نگرانی ها و دغدغه های مشترکی داشتیم، ازش پرسیدم تو که چند ماهیه که بازنشسته شدی چرا دوباره اومدی تو کنفرانس، گفت من بازنشسته نشدم بلکه از نتیجه کار، سرخورده شدم و وقتی دیدم هنوز عده زیادی هستند که عاشق کارشون هستن اومدم ببینم شاید هنوز بشه کاری کرد و با تو ( مهراب ) آشنا شدم.
مدت ها بود که من هم چنین احساسی رو داشتم و وقتی با لیدرهام هم صحبت میکردم اونها هم احساس مشابهی داشتند. از اونجایی که هیچ چیز تصادفی نیست، کسی رو پیدا کردم که دنبال من میگشت! تا بتونیم کاری رو که باید، انجام بدیم.
در برنامه قبلی در دبی و همچنین در مالزی تصمیم داشتم مطالبی را درباره ایران مطرح کنم که هر بار به خاطر جو موجود و نظرات و واکنش دوستانی که با اونها مشورت میکردم، نظرم عوض شد و مطرح نکردم اما این بار به این دلیل که بیشتر از هر بار، دوستان زیادی مراجعه میکردند و برای شرایط ایران راه حل و کمک میخواستند و با توجه به اینکه چند نفر از لیدرهای دیگه هم مشکلات و دغدغه های مشابهی داشتند اینبار خیلی صریح و بدون مقدمه شرایط ایران رو مطرح کردم.
از من پرسیده شد آینده کوئست رو در ایران چطور میبینید، و من در جواب گفتم شما آینده خودتونو در نتورک در ایران چطور میبینید؟ جواب دادند، عالی، موفق، پیروز. یکی از بچه ها گفت نتورک مارکتینگ بزرگترین صنعت است. اما این عالی و موفق یعنی چی؟ نمیخوام مطالبی که اونجا مطرح کردم رو دوباره مطرح کنم. همه میدونیم که در هر صنعتی، تمام افراد و شرکتها به هم احترام میگذارند و همدیگر رو به رسمیت میشناسند. انجمن و سندیکا دارند و استانداردها رو رعایت میکنند و باید در مقابل مشتریها پاسخگو باشند. اما نتورک ما در ایران چطور؟ هیچ مجموعه ای مجموعه های دیگه رو قبول نداره. همه ادعا میکنند بهترین و اصولی ترین دست ایران هستند. همه فقط میخوان مجموعه خودشونو رشد بدن و اصلا توجه ندارن که ممکنه بعضی از کاراشون روی مجموعه های دیگه تاثیر منفی بذاره – شایدم الآن که دارن این متن رو میخونن میگن مهم مجموعه ما است، بقیه به ما ربطی نداره !!! – خلاصه هر کسی سنگ خودشو به سینه میزنه و به فکر خودشه. اینگار نه انگار که هر دستی، یکی از اعضاء بدن است و درسته که دستها به هم وصل نیستند اما یک بدن این دستها رو به هم وصل کرده . حالا اگر هر دست بخواد فقط فکر خودش باشه چی میشه؟ مگه میشه یک دست خودشو از بدن جدا کنه و تنهایی پیش بره؟
خلاصه اینکه دوستان عزیز، درسته که دم از موج سوم و عصر الکترونیک میزنیم، اما در مدیریت و هدایت، دست موج اولی ها رو از پشت بستیم، هر کدوممون نتورک رو از خودمون به پایین میبینیم. هیچ کدوم حاظر نیستیم چشمامونو باز کنیم و حداقل کناری ها رو هم ببینیم.
اما نکته ای که وجود داره اینه که اغلب بچه ها با مطالبی که روی Stage مطرح کردم موافق نبودند و یا حداقل با زمان و مکان مطرح شدن این مسئله موافق نبودند. درسته که باید نگاتیو ها رو به بالا سریها گفت، اما این مسئله نگاتیو راجع به نتورک نیست، این راه کجی است که اول از همه من رفتم و همه و همه بدون استثنا پشت سرم اومدند و بنابراین همه باید بدونند که عاقبت، به جای یک بدن متحد و یکپارچه، هزار تکه دست و پا به وجود آمده که هر کدوم راه خودشونو میرن، مثل کبوترهایی که در یک تور گرفتارند و هر کدام یک جهت مختلف رو برای پرواز انتخاب کردند.
اگر درآمدهای بالا دارین و نتورک رو تجربه کردین، بدونید که ما برای سرو سامان دادن به این اوضاء به کمک شما احتیاج داریم، اگر شما هم مشکل عدم اتحاد رو حس کردین و مشکلات ناشی از اون رو حس کرین و در قبال درآمدتون مسئولیتی حس میکنید بدونید که ما بدون شما تنهاییم و کاری از دستمون بر نمیاد.
اگر تازه وارد نتورک شدین یا تازه در حال رشد هستین، فقط به این فکر باشید که دیگران هم وجود دارند و بالاسریهاتونو پیدا کنید و تشویقشون کنید که به کمک ما بیان.
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 9:40  توسط شتاب کوئست  | 

دوستان سلام میدونین داشتم فکر میکردم که آیا واقعا هر کسی به هر چیزی که میخواد میرسه یا این فقط یه شعاره

به این نتیجه رسیدم که هر کسی به هرچیزی که تو ذهنش میگنجه میرسه نه بیشتر آخه میدونین سخته یک  کمد دیواری ۳*۴ رو در یک اتاق ۲*۳ جا بدین میشه ها اما لازمه که کمد رو داغون کنین بعد برین تو که اصلیت کمد بودنشو از دست میده بعد میگیم نیومد تو نمیگیم جاش کوچیک بود و کار ما عبث واقعا آیا این مسئله در مورد ذهن ما هم صحت داره؟

بله دانشمندان ثابت کردن که هر چیزی که امروز شما دارین یک روزی جزو آرزو های شما بوده بعد شما به دستش آوردین یا مستقیم یا غیر مستقیم

مهم اینه که شما دستور به کائنات دادید و کائنات هم اونو انجام داد

حالا چجوری برنامه ریزی کنیم که زودتر به وقوع بپیوندشو بعدا با هم بحث میکنیم

در آخر این هفته هم یک بازی بسیار با شکوه داشتیم که نتایجش برای ما(من و مهدی عزیز) غیر قابل باور بود هر هفته به چیزهای جدید  میرسیم که ما رو در انجام این کار به صورت مستمر تشویق میکنه

از اونهایی که با ما همراهند متشکرم و امیدوارم که این راه(آموزش و نتیجه گیری توام ) مستمر باشه

بازهم میگم برای رزرو بازی  به آدرس shetab_quest@yahoo.com  درخواستتون رو بفرستین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 0:20  توسط شتاب کوئست  | 

متاسفانه همسر دوست گرامیمان مهدی عزیز در بیمارستان بستری می باشد . به همین دلیل ‌B-team در این چند روز Update نشد . همه با هم برای سلامتی ایشان دعا کنیم .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 16:11  توسط شتاب کوئست  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 9:20  توسط شتاب کوئست  |